آدم های کوچکی که می خواهند ادای آدم های بزرگ را در بیاورند ، سکوت می کنند . سکوت ، کار ِ ادم های بزرگ است . اگر آنقدری بزرگی که می توانی سکوتت را تا گور ببری ، سکوت کن .. اگر نه ، سکوت کردن از آدم های کوچکی مثل تو ، یک آدم ِ کینه جو می سازد که از تمام ِ عالم و آدم طلبکار است و تقصیر ِ تمام مشکلاتش را گردن ِ این و آن می اندازد . آدم همیشه باید پای درست و غلط کارهاش بایستد. و این همان چیزیست که آدم را بزرگ می کند .. رشد می دهد ... می سازد .. ارزشمند می کند .. یا برعکس ...
تصویر چشم های دخترک که خیره ماند به دوربین، تصویر صورت خونینش ، یک لحظه از جلوی چشم هام محو نمی شود ... حالم خراب است لعنتی ... حالم کوووفت خراب است... نگو که ندیده ای ... نگو ... از صبح مدااام راه می روم .. مدام می گویم کابوس می بینی دخترک ... بیدار شو ... اما نه ... نه من خوابم .. نه اینهمه تیر که رها می شود و می نشیند به جان و تن ِ خستهء هم سن و سال های ِ ما ، مشقی است ...
درد دارد این دل وامانده .. آآاااااااااااااای .. درد دارد ... این روزها کارم شده خواندنِ خبرها ، دیدن ِ صحنه هایی که به خواب هم نمی دیدم یک روزی دنیام را پر کنند ... میل میزنم ... توی فیس بوک می گردم ... لعنت می فرستم ... بغض می کنم .. اشک می ریزم ... داد می زنم ... اما .. آخرش می دانم که هیچ کدام ِ اینها فایده ندارد ...