آدم های کوچکی که می خواهند ادای آدم های بزرگ را در بیاورند ، سکوت می کنند . سکوت ، کار ِ ادم های بزرگ است . اگر آنقدری بزرگی که می توانی سکوتت را تا گور ببری ، سکوت کن .. اگر نه ، سکوت کردن از آدم های کوچکی مثل تو ، یک آدم ِ کینه جو می سازد که از تمام ِ عالم و آدم طلبکار است و تقصیر ِ تمام مشکلاتش را گردن ِ این و آن می اندازد . آدم همیشه باید پای درست و غلط کارهاش بایستد. و این همان چیزیست که آدم را بزرگ می کند .. رشد می دهد ... می سازد .. ارزشمند می کند .. یا برعکس ...
بغض دارم این روزها مدام ... خسته ام از حرف های کلیشه ای " تنهایی عریان " جان ... اما ... می نویسم برایت .. چون دلم دارد می ترکد ... دو ساعت راامروز روبروی سفارت روسیه زیر ِ باران ایستادیم و در سکوت اعتراض کردیم ... داد زدیم ... " یار ِ دبستانی من " خواندیم ... " ای ایران ای مرز ِ پر گهر " خواندیم ... دروغ چرا .. اشک ریختیم .. بی صدای ِ بی صدا ...
من سکوت را خوب می دانم رفیق ... سکوت ِ ممتد ِ عمو احمد رادیده ام ... سکوت ِ تلخ ِ بابا را شنیده ام ... و واقعا باور دارم سکوت بلندترین فریادی است که می توانی بزنی ... آدم کمر خم می کند زیر ِ بار ِ سکوتی که پر از حرف است .. پر از درد است .. پر از ... پووووف .... می دانی رفیق ! دلم می خواست بنشینم روبرویت ... دستهایت را بگیرم و بگویم " دلم آشوب است این شبها که تهران خواب ندارد و ... ایران خواب ندارد ... و من کیلومتر ها دورتر ، نه کاری از دستم بر می آید ... نه طاقت دارم آرام بنشینم و به این شبهای آنجا فکر نکنم ... " ....