آدم های کوچکی که می خواهند ادای آدم های بزرگ را در بیاورند ، سکوت می کنند . سکوت ، کار ِ ادم های بزرگ است . اگر آنقدری بزرگی که می توانی سکوتت را تا گور ببری ، سکوت کن .. اگر نه ، سکوت کردن از آدم های کوچکی مثل تو ، یک آدم ِ کینه جو می سازد که از تمام ِ عالم و آدم طلبکار است و تقصیر ِ تمام مشکلاتش را گردن ِ این و آن می اندازد . آدم همیشه باید پای درست و غلط کارهاش بایستد. و این همان چیزیست که آدم را بزرگ می کند .. رشد می دهد ... می سازد .. ارزشمند می کند .. یا برعکس ...
می دانی ، یک وقت هایی می نشینی برای ِ خودت از یک چیزی ساعت ها ، روزها ، ماه ها یا شاید هم گاهی حتی سال ها ، تصویری می سازی ... اما وقتی روبرو می شوی باهاش ، می بینی اصلا ان چیزی که تو فکر می کردی نبوده .. نیست ... می شکند برات ... می شکنی ... گریه ات می گیرد حتی ... گاهی ترجیح می دهی هیچ وقت به این نقطیه نمی رسیدی که بخواهی بفهمی چیزی که اینهمه ساعت و روز و ماه و سال ، خبالش را ساخته و پرداخته ای، هیمشه همین طور دوراز دسترس و گنگ و مبهم می ماند برات .. اما خواستنی ... اما پر شور ...
دوست داشتم صدای همایون شجریان را ... تنها چیزی که توی کنسرت لعنتی ِ دیشب دوست داشتم همین بود ... و تنها چیزی که توانستم بعدش بگویم اینکه تلفیق موسیقی سنتی ایرانی با شعر ِ نو - مثل ِ تصنیف ِ فریاد اخوان ثالث با اجرای ِ محمد رضا شجریان - ، کاریست که فقط و فقط از عهدهء خود ِ محمد رضا شجریان بر می آید و نه هیچ کس ِ دیگری ...